تبلیغات
Architecturalschool مدرسه معماری - کنلل پسی دوست من

کنلل پسی دوست من

تاریخ:سه شنبه 2 آذر 1389-07:22 ب.ظ | نویسنده :مهندس مرجان پهلوانی


طوطی من پسی

سلام دوست من

 پسی جونم 

 بهترین طوطی دنیا

امروز چهار روزه دیگه ندیدمت

اه .........

 امروزم با درد از خواب بیدار شدم 

هنوزم قلبم درد می کنه

  مثل اینکه  قلبم  یکی سوراخ کرده  ،

قلبم بی تو می سوزه بگو چکار کنم

اه  اه ............

اون موقع که  با هم بودیم فوری در آغوشت می گرفتمت و   کل در د هام یادم میرفت

 حالا  بدون تو چکار کنم   ؟ 

دوست خوبم  کجای ................

اه  ..............
دوست هات فرا موشت نکردن

امروزم  که امدم

 جای که خاکت کرده بودم

 دیدم پیشول از لای برگ ها داره من نگاه می کنه

 یادت وقتی خاکت می کردم ، دوست تنهات نگذاشت

به  پیشولی گفتم چکار داری ؟

 فوری پرید دو تا گربه دیگه فراری داد

 خواست کسی  مزاحم ما نباشه  .

 اره اون  نگهبان تو است

 باورم نمی شد

تعجب کردم با چشم هاش به من گفت

تو برو من مراقبشم .

هنوزم از کار های پیشول موندم

واقعا  چطور دنبال من امده بود

چطور من نگاه می کرد

............

  با خودم اوردمش بالا و غذا دادمش  .

اه خدای من




الهی اون دنیا مثل این عکس همسر فرزندی داشته باشی  ، اینجا که نداشتی



خدا یا ازت متشکرم

خدای که  تو را به من داده  بود  خدایا من ببخش .

می دونم  که   من از تو   دوستم خوب  مراقبت نکردم 

......

اه  احه ..........

 من  که  همه اش مریض بودم  و

تو درمانگر همه  غم های من بودی  .

 تو  بهترین دوست و  همراه  من،   برای  20 سال بودی

  بدون هیچ  چشم داشتی

 چه کسی دوستی ،  به این خوبی داشته 

ای بهترینم من فراموش نکن  من ببخش  .


 بار دیگر  تورا در دفترچه ام   کشیدم

یادم امد همیشه عکست یار من  تو دفتر هام  بود 

 حتما  پیداش می کنم می گذارمش

 تا همیشه ببینمت

  اولین نقاشی من در درس طراحی بودی

کلی سعی کردم تا   یواشکی  دور از چشمت  ، تو را بکشم

 استادم خیلی خوشش امد خاله مریم هم  تو را کشید  استاد عکست برداشت و نمره عالی به او داد

دوباره امروز کشیدمت ، بعد از 16 سال !  امروز سر کار  ، نمی توانستم راحت باشم .

دلم تنگت بود قلم  ، بر داشتم تو را کشیدم  .
....
...
اه ا لحظه ه ها

یادت هست  آب تنی می کردی،  تا آب تازه برات می گذاشتم

چقدر بامزه خستگیت در می کردی  ،

یک پات می کشیدی و دم خود ت را  عین چطر باز می کردی .

.......
......

دعوا های تو را  با نخودی  هنوز یادمه هست

سرم که پایین بود صدای بر خورد دو تا منقار می شنیدم ،

چه بامزه  چشم هات ریز می کردی و باز می کردی و محکم می زدی به نوک نخودی

 سرت می کشیدی عقب بعد ، صدا  کوچلوی در می اوردی و دوباره  و دوباره

 تا من جداتون نمی کردم دعوا ادامه داشت داشت ........یادت هست ای کلک می دونم

دعواتون کلکی بود  .

 تا جلب توجه من کنی.

 اخه  سرم تو کارم خودم  بود

   اه   ..............چه لحظه  های از دست دادم   .

اه


همیشه وقتی غذا برات می  گذاشتم تشکر می کردی و دست من می بوسیدی

همیشه قدر دان بودی  ای کاش ما ادم ها هم یک جو معرفت تو داشتیم .

عاشق نخود  بودی   ولی اصلا پسته نخوردی !

 نکنه از اسمت خوشت نمی امد که پسته نمی خوردی !

طوطی سبز من

 امروز  جشن داشتیم پسی جونم

  همه دست می زدن و شادی می کردن ولی من چشم هام پر از اشک بود

 یکی گفت چرا دست نمی زنی !

یکی دیگه گفت چرا تو چشم هات پر از اشکه !

 زورکی خندیدم

 زورکی دست زدم

چی بگم !

من  بهترین دوستم از دست دادم ! 

 چطور دست بزنم ،

 چطور  بخندم  ،

  دست بزنم ! برای این دنیای بد کردار  که بهترین دوست من از من گرفت .

اه اه .........

یادت می بردمت حموم  خیست می کردم

اون وقت می نشستم   با سشوار خشکت می کردم

چقدر از صدای سشوار ا  بی زار بودی

فرار می کردی و من از دور یواشکی خشکت می کردم

زیر    اون   بال هات قشنگ  خیس بود 

  چه ترفند ها می زدم تا خشکت کنم

 بعد با خیال راحت می نشستی و پر هات صاف می کردی و خشگل می شدی .

اه از این درد بی درمان .........

................

 می دونی بهترینم

امروز به من سیب دادن

سیب قرمز

یادت که هست   ، 

همیشه سیب خودم را  برات  می اوردم خونه .

می دادم تو بخوری

وقتی به سیب قرمز نگاه کردم  یاد نوک قرمزت افتادم  .

چشم هام پر از اشک شد حالا به کی سیب بدم؟

 من مدتها است دیگه سیب نخوردم .

سیب سرخ  ،  فقط مال  دوست من است .

اشک تو چشم هام جمع شد

 میوه گرفتم بردم

 با تمام وجود دویدم که کسی اشک هام نبینه

کی که بفهمه من چقدر ناراحتم ........

 همه حرف می زنن

ولی من تو دنیای خودم  سیر می کنم

 قلبم چرا  اینقدر  سنگینه !

سنگین سنگین 

خودم  باید  به  زور   بکشم  تا برم

اما کجا !!!!!!!!!!!!

دیگه چه امیدی دارم برم  خونه

  شاید بخاطر دیدن دوست تو .

شاید
بخاطر اونهای که تو را دوست داشتن

شاید برای

تنها  یار تو

برای دوستت اقا نخودی ، 

برای اینکه تنها نباشه

باشه مراقبشم ،

 براش وسیله بازی خریدم  چون تنها نباشه

ولی اون  انقدر ترس داره    که مجبور شدم اسباب  بازی  بیرون قفس بگذارم.


اخه اون تنها تر از منه

 حداقل قبلا یک هم زبونی داشت  و حالا  تنهای تنها  است

اه ....

الان سرش کرده تو بالش و خوابیده  امید وارم  احساس تنهایی نکنه

حالا که رفتی  بگو ببینم

جات که سرد نیست عزیزکم

دردی که نیست تو بالت با محبتم

اخه  می دونم  ! را  ه بهشت  دوره

راهش خیلی دوره  نه ! 

فکر کنم تازه رسیده باشی

  همه چیز خوبه عزیز دلم

فندق و دخی  را پیدا کردی

 سلام من هم به اون ها  برسون به انها بگو 

 از رفتن هر کدومشون کلی  درد کشیدیم


 ولی بدون 

  دوست  من 

درد رفتن تو از همه برام سنگین تره 

من ببخش عزیز ترینم .دوست خودت  ببخش








داغ کن - کلوب دات کام




Admin Logo
themebox Logo