تبلیغات
Architecturalschool مدرسه معماری - ملک جمشید قسمت 85

ملک جمشید قسمت 85

تاریخ:سه شنبه 30 آذر 1389-04:38 ب.ظ | نویسنده :مهندس مرجان پهلوانی

سرداران  یک صدا گفتند تا ما زنده هستیم نمی گذاریم شما بروید

آنگاه  یکنفر از پهلوانان  داوطلب گردیده سر راه رابر سام  گرفت و آن

نا بکار پس از ساعتی مبارزه آن پهلوان  را بخاک  هلاکت انداخت و باز مبارزه طلبید .

سردار دیگری بجنگ  او شتافت که انهم  پس از ساعتی مبارزه  کشته شد.

تا  هنگام  چاشت دوازده تن از مردان نامی سپاه ملک نعمان بمیدان رفتند و کشته شدند.

از دیدن این وضع عرصه بر ملک نعمان  تنگ گردیده و دیگر کسی جرئت نکرد  بجنگ سام

بشتابد.

 سام  که چنین دید  قاه قاه خندید  و گفت ک ای ملک ایا با این سرداران ومردان جنگ جو

می خواهی با من  جنگ  کنی /  حالا  که کسی نیست  بمیدان بیاید من خود را بلشکر تو می زنم .

انگاه  از اسب پیاده شد و تنگ مرکب را چنان کشیدکه صدای ناله اسب بلند گردید و دوباره پا دررکاب

گذاشت و بر  مرکب سوار شد و با شمشیر  کشیده نعرهزنان  بجانب لشکر  ملک نعمان تاخت .

در همین احوال از یک طرف بیابان گردی بر خاست و دوازده بیرق که نشانه دوازده هزارسپاه

هی بود  نمودر شد و در پیشاپیش سپاهیان  ملک جمشید  نامدار چون سهراب پهلوان  و شیر ژیان

بر خانه زین سوار از گرد  راه رسید و چنان نعره ای کشید که میدان  جنگ بهم لرزید .

ملک نعمان که او را دید خاطرش آسوده گردید  و گفت : اینجوان کیست که بچشم من اشنا می آید؟

 گفتند : ملک جمشید است که طلسم آصف را شکست و دخترت ماه عالمگیر را نجات داده

و با پسرت ملک فریدون برای شکست دادن سام آمده است .

ملک نعمان  از شنیدن  این خبر بقدری خوشحال شد که  نردیک بود هوش از سرش  پرواز کند.

 

در آنحال ملک جمشید سر راه بر سام  گرفت و نعره ای کشید و گفت :

 ای نابکار این چه بیدادیست که کردهای باش  تا مادرت را بعزایت بنشانم

سام بر گشت  و چشمش بجوان دلیری افتاد که بسویش  پیش می آید.

پس نعرهای کشید و گفت:  ای کودک  تو چرا بمیدان من آمده ای ؟

 گویا  نعمان شاه  ترا فرستاده از من مهلت بگیری؟

 بسیار خوب ،  چون از تو خوشم آمده امروز رابشما مهلت می دهم .

ملک جمشید قاه قاه خندید ه گفت :  ای ناپاک  سگ کیستی که من از تو مهلت بخواهم

حریف جنگ  تو منم  که آمده ام پدرت را در بیاورم و داغت را بردل  مادرت بگذارم.





داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : داستان ملک جمشید 




Admin Logo
themebox Logo