تبلیغات
Architecturalschool مدرسه معماری - ملک جمشید قسمت 86

ملک جمشید قسمت 86

تاریخ:چهارشنبه 1 دی 1389-04:39 ب.ظ | نویسنده :مهندس مرجان پهلوانی

از این حرف جهان روشن بر چشم سام سیاه  گردید ه  و گفت :   ای جوان نابالغ  بمن

فحش می دهی !  اگر ترا زنده بگذارم  از نامردان روزگارم .

بگرد تا بگردیم و نیزه را حواله  سینه ملکزاده کرد که ان یل ارجمند  هم نیزه بنیزه او انداخت

 و هر دو  ینبزه بازی پرداختند و چهر صد طعن نیزه  میانه ایشان  رد و بدل شد که  صدای

نعره ملک جمشید بلند  گردید  که ای ناپاک بگیر از دست من  و چنان با نیزه به بند دستش

 نواخت که چهل زرع نیزه اش بروی فلک بلند شد و دنیا  در چشم آن ناپاک  تیره و تار

گردید بقسمی که لبرا بدندان گزید که خون از لبش جاری شد و گفت : من تا حالا بتو رحم

می کردم ولی حالا اگر تو را زنده  گذارم نامرد روزگارم.

این  بگفت : و دست بقبضه شمشیر  برد و نهیب زد که  بگیر از دست من که ملک جمشید

از عقب کتف خود سپر فراخ  دامن را نجات داده بسر کشید و خود را زیر ابر سپر پنهان  کرد

و آن ناپاک بسر دو حلقه رکاب راست گردید و از روی غضب شمشیررا بقبه سپر ملکزاده

فرود آورد که ناگهان لشکر یان دیدند آن شیر نامدار سپر را بطرفی پرتاب کرده با چالاکی

 تمام شمشیررا از  غلاف کشیده با پشت تیغ چنان  بدم شمشیر آن ناپاک زد که  شمشیرش

 از نیش تا قبضه  چهارده تکه شدو بر زمین ریخت و در همان حال گفت : ای ناپاک بگیر

 از دست من تا مادرت را  بعزایت بنشانم که سام خود را جمع کرده فهمید که حریفش خیلی شجاع

است از ترس جان سپر بر سر کشید و در زیر آن پنهان گردید .

کهناگهان از یک طرف دشت گردب برخاست و از دل گرد ملک فریدون و ماه عالمگیر و جهان ارای پری

در حالیکه نقاب بچهره  انداخته بودند رسیدند و در کنار میدان  بتماشا ایستادند

چون چشم ملک ج مشید بران نقاب داران افتاد که در کنار  ملک فریدون ایستاده بودند دیگ غیرتش

بجوش آمد و چنان با شمشیر ر قبه سپر آن نامرد زد که شمشیرش چون سفیده  صبح

 سپر را به دو نیم کرد و بر سر سام فرود آمد و از چهار تنگ  مرکب بدر رفت و صدای ناله

 سام بلند شده  و دو شقه از دو طرف بر روی خاک افتاد که صدای طبل و شادی و فریاد سپاهیان

 بآسمان  بر خاست و بیکباره تمام لشکر از جای کنده شده  بجانب سپاه سام حمله ور گردیدند

و پیشاپیش همه ملک جمشید چون شیر میغرید و سپاهیان دشمن را پراکنده میساخت.

بدین ترتیب نیمی از جنگجویان سام کشته و نیم دیگر فرار را بر  قرار  ترجیح دادند و پشت

به سپاهیان  ملک جمشید کرده گریختند.

ملک جمشید که چنین دید دست از جنگ  کشید و فرمان بازگشت داد و گفت : بدنبال سپاه

شکست خورده نرویدو بر گردید.

لشکریان در بازگشت بسرا پرده های سام ریختند  و آنچه داشتند  بغارت بردند.





داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : داستان ملک جمشید 




Admin Logo
themebox Logo