تبلیغات
Architecturalschool مدرسه معماری - ملک جمشید 87

ملک جمشید 87

تاریخ:پنجشنبه 2 دی 1389-05:41 ب.ظ | نویسنده :مهندس مرجان پهلوانی

ملک نعمان  از مرکب بزیر آمد و ملک جمشید را که پیاده شده و بسویش می آمد  در آغوشکشید

و سر  و رویش را  بوسید.

ملک جمشید هم دست ملک نعمان  را بوسید و ملک فریدون خود را بپای پدر انداخت .

پدر او را از  زمین بلند کرد و در بغل گرفت و بوسید و گفت :  باید زودتر بشهر باز گردیم

و آنگاه  رو به وزیر  خود کرده گفت :  شما  با تفاق چندین تن از امراء  زودتر از ما بشهر

بروید و دستور دهید بارگاه  را  زینت  کنند و شهررا آئین  ببندند و با هل  شهر خبر دهید

 که باستقبال  ملک جمشید بشتابند.

چون بحوالی شهر رسیدند مردم از پیر و جوان و فقیر و غنی  با لباس های تمییز نمودار

شدند و دسته  دسته پیش رفته رکاب ملک جمشید را می بوسیدند و او را دعا می کردند.

وقتی وارد بارگاه  شدند ملک جمشید ماه عالمگیر و جهان ارای پری را بحرمسرای

ملک نعمان  فرستادند.

روز دیگر مراسم عروسی ملک فریدون و جها ن ارای پری انجام  یافت و تا هفت

شبانه روز مجلس شادی  بر پا بود.

 روز هشتم ملک جمشید از ملک نعمان رخصت طلبید  که چون مدت مدیدی است

از پدر و مادر خود خبر ندارد  چنانچه  اجازهفر مایند  ماه عالمگیر را با خود برداشته

 بشهر زیر باد رفته مراسم عروسی را آنجا انجام دهد.

ملک نعمان خواهش  او را پذیرفت و مراسم وداع بعمل آمد و تا دو فرسخی شهر

ببدرقه او آمد و در آنجا ملک جمشید بهر یک از سپاهیان سراندیب  هدایائی  ارزنده

 داد و ایشان را مرخص کرد و ماه عالمگیر را در هودجی نشانید و ا سی هزار

 سپاه  و چندین قاطر کهجواهرات حمام بلور را بار کرده بودند  بسوی شهر

زیر باد روانه  شدند.

ملک جمشید در دو منزلی زیر باد عریضه ای بملک همایون نوشت و اورا از

آمدن  خود با خبر ساخت .

 ملک همایون ومادر ملک جمشید از شنیدن خبر سلامتی و باز گشت فرزند و

 همراه آوردن عروس بقدری خوشحال شدند که بوصف در نمی آید.

 آنگاه ملک باتفاق بزرگان دولت  باستقبال  ملک جمشید  شتافتند و پدر و پسر

پس از مدتها  یکدیگر را در اغوش گرفتند و بوسیدند و روانه شهر شدند .





داغ کن - کلوب دات کام




Admin Logo
themebox Logo